اين موضوع اشاره مي‌كند، ولي تاريخش اندكي فرق دارد (1373 / 1374م‌/ 775 ه ق‌). احتمالاً گفته‌ٴ ابن‌خلدون مقدم بر قلقشندي است‌. در مقدمه شرحي مختصر ولي تكان‌دهنده درباره‌ٴ طاعون‌ آمده‌؛ او كاملاً دريافته آن طاعون داراي چنان وسعتي بوده كه موجب گسستگي واقعي در تاريخ‌ تمدن شده است‌.
او مي‌گويد دستورهاي پزشكي منسوب به پيامبر در احاديث متكي بر وحي نيست‌. در چنين‌ مواردي ممكن است پيامبر اشتباه كند، هم‌چنان‌كه در مورد پيشگيري از تلقيح مصنوعي درخت‌ خرما دچار اشتباه شد و بعداً به اشتباهش پي‌برد.
تصور او از هماهنگي جهان و تكامل آن دنباله‌ٴ يك جريان فكري كهن اسلامي است كه غالباً مي‌توان پيگيري كرد، از جمله در نَظّام (نهم ـ 1)، جاحظ (نهم ـ 2)، مسعودي (دهم ـ 1)، ابن رشد (دوازدهم ـ 2)، نظامي عروضي (دوازدهم ـ 2)، رامون لول (سيزدهم ـ2). براي خلاصه‌اي از آن‌  ¿ مقدمه 2، 853 ـ 856.
برخي عقايد او در باب تأثير هوا در انسان (از قبيل اين‌كه سياهان شوخ و شنگند، چون هواي‌ گرم موجب بسط طبيعت حيوانيشان شده‌)، يا تأثير غذا، كودكانه به نظر مي‌آيد، ولي اينها عقايد عصر اوست‌.
11. خلاصه‌. ابن‌خلدون رياضي‌دان‌، پزشك‌، دانشمند يا حتي فيلسوف نبود و از نظر علم‌ محض به همان اندازه فروتر از بيروني و ابن‌سينا بود كه عصر وي‌، نسبت به عصر آنان‌. او مشخصاً مخالف آيين روشن‌فكري بود، ولي از تجارب زياد، عقل سليم و توشه‌اي از واقعيات‌ سياسي و اجتماعي برخوردار بود. او مورخ بزرگي نبود، بلكه بزرگ‌ترين نظريه‌پرداز تاريخ‌، بزرگ‌ترين فيلسوف تجارب انساني نه‌تنها در سده‌هاي ميانه‌، بلكه از روزگار مورخان بزرگ‌ كلاسيك تا روزگار ماكياولي (1532)، ژان بودَن (1576) و حتي ويكو (1725) است‌. مقدمه‌، با همه‌ٴ ضعف تأليف‌، تكرار مكررات و انشاي گاه مبهم‌، به‌صورت يكي از والاترين و مهيج‌ترين‌ شاه‌كارهاي تفكر سده‌هاي ميانه‌، باقي ماند. مقايسه ميان ابن‌خلدون و ماكياولي به زيان‌ ابن‌خلدون تمام نمي‌شود.
براي درك او لازم است همواره زيربناي آموزش ديني او را به‌خاطر داشته باشيم‌. از اين نظر مي‌توان گفت شالوده‌ٴ فكري او ديني بود، نه جامعه‌شناختي‌. اين را در مورد هر مسلمان موٴمني‌ مي‌توان گفت و او يكي از آنان بود و مريد غزالي‌. به عقيده‌ٴ مسلمانان‌، كاميابي يا ناكامي هر انسان‌، قبيله يا دولت ناشي از فرمانبري يا سرپيچي از شريعت و از مشيت الهي است‌؛ حتي‌ مسائل اقتصادي هم به اين صورت تلقي مي‌شود.
ازاين‌رو، نبايد در مورد اصالت كار او راه اغراق پيمود؛ او را مي‌توان در چارچوب كلام‌ اسلامي خلاق دانست‌؛ ولي در آن چارچوب هم از مطرح كردن برخي سوٴالات و تلاش براي